تبليغاتX
دلی که شرجی یک اتفاق بارانیست!
 
دلم که شرجی یک اتفاق بارانی است تمام هستی خود را گریست اینجا
   
 

آمدم برایت بنویسم

بهانه کم نبود

دلتنگی امانم نداد

دلتنگی از نبودنم

شرمندگی از همیشه بودنت

از آنکه همیشه و همه جا هستی

و نیستم

از آنکه رد نگاهت تا من

همه جا و تا همیشه جاریست

و از آنکه نگاهی برای دیدنت نیست

از آنکه چون کودکی سر به هوا

هوای بودنت به سرم نیست

و از آنکه در همه ی سر به هوایی ها

همراه همیشه ه ی روزهای نیستی ام  هستی

و از آنکه مبادا تنهای زمینی ات برنجد و بگرید

بازهم این تویی که هستی و همیشگی هستی

و باز هم این منم که شرمنده ی نبودنم

و چه شرمسارم

از آنکه سرت شلوغ است

ولی من برایت همیشه هستم،همان جا که باید باشم

و تو همچون همیشه هستی ،هر جا که من هستم

و تو همیشگی هستی

هرچند که من گاه به گاهم

هرچند که من سر به هوایم

 

همه ناز

 
 
 |    نوشته شده توسط همه ناز
 
   
 

 

 

 

قلب حزینت تند باد آن روزها را چگونه تاب آورد

وقتی که لبت هرگز به گلایه ای گشوده نشد

و من نه فقط آن روزها ، که همه ی این روزها

و تا همیشه شرمسار نگاه بی پاسخ تؤام

و قلب کوچکت که دوست داشتن را عاشقانه می فهمید

و کلام قاصرت که حرفهای عاشقانه ی دلت را روان بود

و  لبانت که خشکی آن روزش را تا همیشه پاسخی نخواهم یافت

و امروز منم و قلبی پر از غصه ،برای دل کوچکی که روزی غصه دارش کردم

و این روزها به حکمت نبض عاشقانه ی قلبت برای خودم می اندیشم

که برایم سوالی بی پاسخ است!!!!!!!!

 

همه ناز

 
 
 |    نوشته شده توسط همه ناز
 
   
 

 

 

سهم تو از مای قصه کجا بود؟

و شاید سهم من های تو از قصه ی ما؟؟!!!

سهم من از قصه ی ما همه تو بود

آنچه که تو دوست تر می داشتی

هر آنچه که تو را خوشتر می آمد

و آن روزها ، من بودم و بی هیچ سهمی از من های تو

و آن روزها تو بودی و سهم ات از همه ی من های من

و من آن روزها ما بودم ، بدون تو

و کوله باری از تنهایی

و تو آن روزها من بودی ، بدون من

و کوله باری از خودخواهی

و آن روزها من ،من و تو بودیم و تنهایی
و این روزها رسیده روزهایی که تو بی ما چقدر تنهایی!!!

 

همه ناز

 
 
 |    نوشته شده توسط همه ناز
 
   
 

 

 

 

تو بگو

بی تو

با تو چه کنم؟

چشمان منتظرم را دگر پاسخی نیست

و دستهای پر از خالیم را

و چینی ترک خورده ی دلم را

فصل های زندگیم همه پائیز بود

خزان

و برگ ریزان

و خزان این بار زندگیم بی تو ،تا بهاری دگرتا همیشه ورق نخواهد خورد!!

ای بهار خزان دیده ام

 

همه ناز

 
 
 |    نوشته شده توسط همه ناز
 
   
 

 

 

 

او دگر اين روزها نه فقط خود را

بلكه گذر روزها را نيز از ياد برده است

فصل تقويم ديوار نشين خانه اش پائيز است

پائيزي كه نه تنها فراموشش نشد و از يادش نرفت

بلكه همنشين روزهاو شبهاي تنهاييش شد

پائيزي كه چون هميشه آمد

و اين بار پيغام خزانی اش ،خزاني تر بود

و نه فقط برگ درختان خانه اش را،

 كه برگ و بار درخت زندگي اش را تكاند

و تا هميشه برگ ريزان كرد وماند

و چه تنها و بي كس غربتش را دل او جاگذاشت

پائيز دلش دگر هوس بهار ندارد و به زمستاني سرد رسيده

و چه بي رحمانه بر صحن چشمان منتظرش بر جاي مانده

و بر گيسوان سپيدش جا خوش كرده است

انتظار چشمانش را دگر اين روزها تا رسيدن پاياني نيست

و دستگيره ي فرتوت خانه را چشم براهي اش شرمنده مي كند

و چه حسرت بار

هر دو به هم خيره مانده اند و سراغ دلتنگي اشان را از هم مي گيرند.

همه ناز

 
 
 |    نوشته شده توسط همه ناز
 
 

pctfx3.1

Lonely Girl Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و توسعه وب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي كاتالوگ

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور